ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1251
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
آنان را بر اولاد ابو الليل برترى داده است . [ 1 ] و هم يكى از شاعران آنان در امثال حكمت آميز سروده است : جستن چيزى كه آن را بچنگ نخواهى آورد كارى ابلهانه و اعراض از كسى كه روى از تو برتافته است كارى درست است . هر گاه ببينى مردمان دردهاى خود را به روى تو بستهاند ، بر پشت شتران سوار شو ( يعنى سفر كن ) خداوند در ديگرى را به روى تو ميگشايد . و در اين بيت شبل ( بن مسكينانه ) انتساب كعوب را به ترجم [ 2 ] ياد مىكند : پيران و جوانان خانوادهء ترجم ، بواسطهء شدت وحدت خويش از شكايت عموم مردم بهيجان مىآيند . در اين قطعه خالد ( بن حمزة ) [ 3 ] برادران خويش را سرزنش مىكند كه چرا به رعايت جانب ابو محمد بن تافراكين شيخ بزرگ موحدان برخاستهاند ، ابو محمد كسى بود كه از وظيفهء حاجبى سلطان تونس سوء استفاده كرده و بعنوان كفالت ابو اسحق بن سلطان ابو يحيى زمام امور را مستبدانه بدست گرفته بود . و اين امر از وقايع نزديك بعصر ما بشمار ميرود : خالد جوانمرد ، با آگاهى كامل سخن ميگويد و خطابهاى كه لايق مردى
--> [ 1 - ) ] دسلان از ترجمهء اين ابيات و ابيات ديگرى از شاعر مزبور در عتاب و وصف كاروانها به علت اختلاف نسخ بيش از حد صرف نظر كرده و يادآور شده است كه كاتبان نسخ در نهايت غفلت و بىخبرى اشعار را نوشتهاند چنان كه تمام كلمات هر بيت با ديگرى متفاوت است و نميتوان مفهوم صحيحى از آنها بدست آورد و به همين دليل نگارنده هم از ترجمهء آنها صرف نظر كردم . [ 2 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت برجم است و در نسخهء خطى « ينى جامع » نقطه ندارد . دسلان باستناد تاريخ بربر كه در آن اعراب كعوب را از ترجم دانسته كلمه را بدينسان تصحيح كرده است . [ 3 - ) ] پيش از اين قطعه در تمام نسخ شعر ( شبل ) آمده است . در چاپ پاريس و ترجمهء دسلان پس از شعر « شبل » قطعهاى است كه مؤلف آن را به خالد ( بن حمزه ) نسبت داده است و در مطلع قطعه هم نام خالد بر حسب شيوهء شاعران مغرب ديده مىشود و از اين رو در اين ترجمه هم از روش دسلان تبعيت شد ، ولى در نسخهء خطى « ينى - جامع » و چاپهاى مصر و بيروت قطعهء مزبور به « شبل » نسبت داده شده است ، چه پس از شعر وى عنوان قطعهء بعد چنين است : « و من قوله . . . » در صورتى كه در شعر نخستين قطعه نام خالد در همهء نسخ وجود دارد .